ترامپی که برخی روی آن حساب میکنند اوکراین را تجزیه و رها کرد
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در تازهترین یادداشت خود نوشت که نزدیک به یک سال پیش، و پس از سقوط «نظام اسد» و آغاز جشنها و کارزارهای عربی، آمریکایی و اسرائیلی که از پیروزی و طلوع سوریهٔ جدید سخن میگفتند، ما در همینجا پیشبینی کردیم که آینده هولناک خواهد بود و نتایج آن برخلاف تصور تمام جشنگیرندگان. گفتیم سوریهٔ قدیم که ریشههایش تا هشت هزار سال در تاریخ عربی-اسلامی امتداد دارد بازخواهد گشت، و از دل آن، مقاومت ملی اسلامی عربی بیسابقهای برخواهد خاست.
امروز، پس از کمتر از یک سال، میبینیم که این پیشبینی با شتاب و بهصورتی حسابشده بر زمین تحقق مییابد. از قضا، یورشهای نظامی اسرائیل در جنوب سوریه، جنایاتی که علیه مردم این کشور مرتکب میشود، تأکید نتانیاهو و وزیر جنگش «إیسرائیل کاتس» بر ماندن ابدی در جبلالشیخ و قنیطره، سکوت مشکوک رهبری جدید سوریه و اعلامش بر عدم پاسخگویی، در کنار گسترش دامنهٔ هرجومرج، فروپاشی اقتصادی و کشتارهای طایفهای—همه اینها عواملیاند که آن پیشبینی را تأیید و تقویت میکنند.
خبر جدید، اوجگیری جماعت اسلامی ملی در جنوب سوریه است؛ مقاومتی «سنی» لبنانی–سوری که با نظیر «شیعی» خود در جنوب لبنان و غرب آن (حزبالله) متحد شده است، در زیباترین نمود وحدت ملی؛ و این اتحاد خلأ مقاومت ملی سوریه در برابر اشغال اسرائیلی را پر میکند و قطبنما و هویت ملی سوریه را اصلاح مینماید.
درست است که تصویر کنونی عربی، بهویژه در لبنان و سوریه و نوار غزه، بسیار تیره بهنظر میرسد؛ و تیرهتر از آن در محیط عربیِ سست و ناتوان، چه نزدیک چه دور. اما این وضع مرحلهای گذراست، و نشانههای فروپاشی این وضعیت ناهنجار و شرمآور از «بیتجن» در دامنهٔ جبلالشیخ در غرب ریف جنوبی دمشق سر برآورده.
نظام جدید سوریه مقاومت فلسطینی را از دمشق بیرون راند و پایگاهها و اماکنش را—ا وجود تنها بار نمادینشان بست. اما این مقاومت بهطرزی نیرومندتر و از دروازهٔ جنوبی سوریه بازمیگردد. گفتنی است که پیوند اعتقادی و رزمی عمیق میان جماعت اسلامی ملی «شامی» با دو جنبش حماس و جهاد اسلامی، پیوندی است که بر بستر مقاومت در جنوب لبنان رشد کرد.
ما هرگز انکار نمیکنیم که حملات تقریباً روزانهٔ اسرائیل به جنوب و غرب لبنان، بهبهانهٔ نابودی پایگاهها و ترور فرماندهان «حزبالله جدید» (که به ۷ هزار تجاوز رسیده)، و نیز حملاتش در جنوب سوریه و قلب دمشق و همچنین در غزه، دردناک و خفتبار است و همهٔ این تجاوزها بدون هیچ پاسخ نظامی همسطح و بازدارندهای انجام میشود. اما پاسخ در راه است، به اذن خدا، و بسیار نزدیکتر از آنچه بسیاری، بهویژه نتانیاهو، میپندارند—و نه لزوماً در زمان و مکان مناسب برای دشمن. تصمیم به پاسخگویی گرفته شده، آن هم از سوی کسانی که حملهٔ موشکی تاریخی «یکشنبهٔ بزرگ» به قلب تلآویو و حیفا را، چند روز پیش از «فریب» توافق آتشبس در لبنان بزرگ، اجرا کردند؛ و نیز از سوی فرزندان و نوادگان یحیی سنوار، محمد الضیف، اسماعیل هنیه و الرنتیسی در غزه. سنواری که بهاعتراف اسرائیلیها، تا ثانیههای پیش از شهادت حتی با چوب جنگیده است. و پاسخ شجاعانهٔ یمن را نیز، با موشکهای هایپرسونیک، سرجنگیهای انشطاری و نسل جدید پهپادهای انغماسی (انتحاری)، نباید فراموش کرد—و منتظر شگفتیهای بیشتری باشید.
بزرگترین شاهد بر کوتهبینی رهبران اسرائیل و نادانی فرستادگان آمریکایی—که دانششان دربارهٔ منطقه و ابتداییترین الفبای اوضاع آن تقریباً صفر است—این است که به دولت و ارتش لبنان برای خلع سلاح حزبالله تا پایان امسال دل بستهاند! ما به همهٔ آنان میگوییم: شما حتی یک گلوله هم نخواهید توانست بگیرید. شاید پیش از پایان امسال، پاسخ مقاومت، در همهٔ شاخههایش، به این غرور اسرائیلی–آمریکایی را ببینیم.
بد نیست به بسیاری در جهان عرب و اسلام، و همهٔ آزادگان جهان، و بهویژه غرب، یادآوری کنیم که مقاومت در غزه شکست نخورده و نتانیاهو هیچیک از اهدافش را محقق نساخته است. اکنون گردانهای قسام و همراهشان جهاد اسلامی بر دوسوم غزه مسلطاند، سلاحشان دستنخورده است، و شمار رزمندگانشان با سرعتی هراسانگیز افزایش مییابد. این جنگی طولانی است—بلکه طولانیترین در تاریخ این نبرد—و مقاومت تا تحقق همهٔ «اهدافش» دست نخواهد کشید. چه کسی گمان میکرد که آنها بزرگترین ارتش و دستگاه اطلاعاتی جهان را در «طوفان الاقصی» شکست دهند و دقیقاً دو سال دوام آورند، در حالی که ارتشهای عظیم در چند ساعت پرچم سفید بالا میبرند؟
ارتش اسرائیل در هفت جبهه میجنگد، و اکنون جبههٔ بزرگتر و خطرناکتر، یعنی جبههٔ سوریه، نیز به آن افزوده شده؛ اما هیچیک از اهدافش را محقق نکرده، بهویژه نابودی مقاومت لبنان و فلسطین، چه در جنوب و غرب لبنان و چه در غزه. و اعتراف اسرائیل به اینکه حزبالله در حال بازیابی توان رزمی، تولید موشکهای دقیق، و استمرار انتقال تجهیزات نظامی از مسیر سوریه است، بهترین شاهد است.
شما کیستید که در هشت جبهه بجنگید؛ آن هم در برابر ملتها و کشورهایی که ریشههایشان هزاران سال در جغرافیا و تاریخ فرو رفته؟ آیا گمان میبرید پیروز خواهید شد؟ این خواب و خیال است. این ملتها همهٔ اشغالگران را شکست دادهاند، بیاستثنا. و شما طاقتِ یک «غلیه تاریخی» را هم نخواهید داشت.
این روزها سخن از تلاش سیاسی–نظامی مشترکی است، با هماهنگی کامل آمریکا، برای تحمیل آرامش و بازگرداندن ثبات به منطقه. البته هدف حقیقی، حملهٔ سهمگین به ایران و گروههای مقاومت و تغییر نظام اسلامی در تهران پیش از پایان دورهٔ ترامپ است.
به آنان میگوییم: مواجههٔ بزرگ در راه است؛ طولانی و گستردهتر از آنکه تصور میکنید. در برابر آن، جنگ ۱۲ روزه ناچیز خواهد بود. ایران هرگز—نه با زور و نه با مذاکره—از پروژهٔ هستهای خود دست نخواهد کشید؛ اکنون نیز در پی بستن شکافهای دفاع هواییاش است که نقطهٔ ضعف آن محسوب میشد، و تولید موشکهای بالستیک بیشتر و تقویت نیروی زیردریاییهایش که در جنگهای آینده غافلگیرکننده خواهد بود. ما اینها را از منابعی نقل میکنیم که هیچ شکی در صحت آنها نداریم.
ترامپی که روی او حساب میکنید، زلنسکیِ همنژاد شما را رها کرد، اوکراین را پنجپاره کرد، و اکنون در آستانهٔ غرق شدن در جنگی سخت با آمریکای جنوبی، حیاط خلوت کشورش، است؛ و بهسبب شما، مانند خود شما، نزد ملت خودش و بیشتر جهانیان منفور شده است. اگر دورهاش را هم کامل کند، زمانی برای نجات شما پیدا نخواهد کرد. نشانههای فراوانی بر این امر دلالت دارد از زهران ممدانی بپرسید.